اسامی اعضای هیات مدیره باشگاه تراکتورسازی اعلام شد
فرمانده سپاه عاشورا و ناظر هیات مدیره باشگاه فرهنگی و ورزشی تراکتورسازی تبریز، اسامی اعضای هیات مدیره این باشگاه را اعلام کرد.
اسامی اعضای هیات مدیره باشگاه تراکتورسازی اعلام شد
سردار
علی اکبر پورجمشیدیان روز چهارشنبه در جمع خبرنگاران، گفت: 'محمد رستمی'
معاون اداری و مالی استاندار آذربایجان شرقی به عنوان رئیس هیات مدیره و
'محمد اسماعیل سعیدی' جانشین فرمانده سپاه عاشورا، 'محمدجواد دلفکار' معاون
اداری و مالی شرکت تراکتورسازی، 'محمدرضا آهن تن' سرپرست بانک مهر در
آذربایجان شرقی و 'محمدحسین جعفری' اعضای هیات مدیره این باشگاه را تشکیل
می دهند.
وی اضافه کرد: هیات مدیره باشگاه یکی از موفق ترین عملکردها را داشته و طی فصل گذشته جلسات خوب و منظمی را برگزار کرده است.
پورجمشیدیان با بیان این که مسئولیتی در هیات مدیره باشگاه ندارد افزود: بنده به عنوان ناظر هیات مدیره در جلسات آن شرکت کرده و بیشتر مسئولیتم در حوزه های مالی خلاصه می شود.
وی اضافه کرد: 'ابوالفتح ابراهیمی' مدیر عامل شرکت تراکتورسازی ایران نیز به عنوان ناظر در جلسات هیات مدیره حاضر می شود.
فرمانده سپاه عاشورا با تاکید بر این که تلاش برای اوج گیری و ادامه روند سیر صعودی تیم فوتبال تراکتورسازی هدف اصلی هیات مدیره در فصل آینده است، گفت: هیات مدیره و مدیر عامل باشگاه با قدرت و علاقه در حال بررسی و تصمیم گیری های اساسی برای فصل آینده لیگ برتر است.چند خبر از باشگاه و بازیکنان این تیم ...
![]()
کرار جاسم که برای شرکت در کمیته انضباطی و مذاکره با باشگاه تراکتور برای تمدید قرارداد به ایران بازگشته بود روز پنجشنبه شب تبریز را به مقصد نجف ترک خواهد کرد . گفتنی است که طبق شنیده ها مذاکرات باشگاه و پیگیری های فراز کمالوند نتیجه بخش بوده و کرار در بازگشت از نجف قرار داد خود را رسما امضا خواهد کرد ضمنا جاسم کرار برای هدیه دادن در عراق 20 عدد پیراهن تراکتور با شماره 13 از فروشگاه حیدری اسپورت خریداری نمود که این نشان از علاقه غیر قابل انکار کرار به تراکتور را می رساند
مهدی کیانی که برای استراحت به شهر خود بازگشته است در تماسی تلفنی به خبرنگار تراکتوراسپور اعلام کرد که تا یک هفته دیگر به تبریز باز خواهم گشت
محمد نصرتی و آندرانیک تیموریان که در تهران به سر می برند هرگونه مذاکره ای با تیم های دیگر را تکذیب کرده و اعلام کردند که با هیچ باشگاهی وارد مذاکره نشده و فعلا منتظر مذاکره با باشگاه تراکتورسازی هستند
مصطفی اکرامی بازیکن آذری زبان تراکتور نیز در تبریز به سر می برد و در تماسی تلقنی اعلام کرد که بنده با باشگاه برای یکسال دیگر قرارداد دارم و چند روز دیگر نیز برای تسویه حساب امسال و سال پیش به باشگاه خواهم رفت
مسعود ابراهیم زاده نیز فعلا در اردوی تیم ملی به سر میربزد و فردا پنجشنبه ساعت 5 آخرین تمرین خود را برگزار کرده و پنجشنبه شب به تبریز باز میگردد و روز یکشنبه در تهران خود را به مربیان تیم ملی معرفی می کند و در مورد تمدید قرارداد هم اینچنین پاشخ داد : قبلا هم گفته بودم که ، تا زمانی که تراکتور مرا بخواهد من سرباز تراکتور هستم
مرتضی اسدی فعلا در تبریز به سر می برد و منتظر باشگاه است تا مذاکراتشان آغاز کنند وی برای فصل بعد خود فعلا به تراکتور فکر می کند
با تمامی شایعات پیرامون حاج صفی یکی از دوستان نزدیکش که بازیکن تراکتور نیز می باشد گفته است که حضورم برای فصل بعدی در تراکتور از نظر بنده قطعی است و سال بعد با پیراهن تراکتور به میدان خواهم رفت
محمد ابراهیمی نیز در استراحت متلعق قرار دارد چون تمام تماس های ما به گوشی خاموش وی وصل شد
از وضعیت عباس محمدی نیز بی اطلاع هستیم چون تلفن این بازیکن از دسترس خارج شده است و با این کار خود را از تمامی شایعات و حاشیه های فصل نقل و لنتقلات دور کرده است
امسال تیم تراکتور می تواند از 6 سهمیه بازیکن سرباز استفاده کند که از این شش نفر مذاکرات دو بازیکن به نام عابدی و داستانی تقریبا نهائی شده و در آستانه ثبت رسمی هستند و طبق شنیده های معتبر حضور حاج صفی نیز قطعی به نظر می آید و شناخته ترین بازیکن سرباز که احتمالات حضورش بیشتر است کریم انصاریفرد است ، وی اگر نتواند با مدرک تحصیلی نظام وظیفه را دور بزند باید بعنوان سرباز بازیکن در اختیار تیم های نظامی قرار بگیرد که در این شرایط وی نیز به تراکتور نزدیک است و صحبت های رد و بدل شده و قول های داده و گرفته شده است و چند سرباز بازیکن دیگر نیز هستند که در طول این هفته وضعیتشان مشخص خو اهد شد
طبق شنیده ها نزدیکان باشگاه و افراد مطلع بازگشت بازیکن فصل پیش تراکتور سازی ، مهرداد پولادی به تراکتور تقریبا قطعی شده ولی خبر جذب فرهاد خیرخواه تکذیب شد و با این بازیکن مذاکره ای تا بحال انجام نپذیرفته است
از باشگاه خبر می رسد که مشکلات مالی باشگاه کم و بیش در حال حل شدن است و احتمالا روز دوشنبه کلیه بازکنان فصل قبلی تراکتور به باشگاه فرا خوانده خواهند شد تا قرارداد فصل پیش را تسویه کرده و برای فصل بعدی نیز مذاکره و تمدید قرار داد کنند
طبق شنیده ها از منابع موثق روز سه شنبه و چهار شنبه نیز 7 بازیکن جدید جهت مزاکرات نهائی و عقد قرارداد داخلی در باشگاه حضور خواهند یافت که با رایزنی ها ی انجام شده لیستی از این بازیکنان بدستمان نرسید و باید منتظر بمانیم و شاهد باشیم که در آن روز کدام بازیکنان وارد باشگاه تبریز می شوند البته وعده داده شده که نامهای بزرگی را خواهیم دید
عکس هایی از دستگیری پزشکی که 130 بیمار لاعلاج خود را کشته است
جک کوورکیان که به دلیل کمکش به بیش از 130 بیمار لاعلاج در خودکشی به «دکتر مرگ» مشهور است در مستندی تلویزیونی اعتراف کرد حتی او که فعال حق مرگ لقب گرفته نیز از مرگ میترسد.

جک کوورکیان 82 ساله موضوع مستند جدیدی از شبکه اچبیاو به نام «کوورکیان» است، این مستند نگاهی به به زندگی حرفهای کوورکیان و 8 سال و نیمی میاندازد که به جرم قتل درجه دوم بین سالهای 1999 تا 2007 در زندان سپری کرد.

این مستند 90 دقیقهای شامل بیان تفکر او به زندگی، مرگ و آینده و همچنین گفتوگوهایی با اعضا نزدیک خانواده، همکاران و حتی برخی همسلولیهای او است، در برخی از این گفتوگوها شاهد اعترافاتی بسیار رک و صادقانه هستیم.

کوورکیان، آسیبشناس سابق به تلویزیون رویترز گفت:«فکر کنم من هم به اندازه همه آدمهای دیگر از مرگ میترسم، اما تنها دلیلش این است که من آدم امیدواری هستم».

در مستند «کوورکیان» با وجهه اغلب نادیده گرفته شده جناب «دکتر مرگ»
روبهرو میشویم: نقاشی متفکر، آهنگساز، مخترعی عجیب و غریب، فیلمسازی بد و
گلفبازی نابلد.
فیلم همچنین تلاش کوورکیان برای رسیدن به کرسی در کنگره آمریکا در سال 2008 را به تصویر میکشد.
نظر کوورکیان درمورد لقبش خواندنی است: «فکر کنم اگر میگفتند «دکتر حیات»
همه خوشحال میشدند. به مردم یاد دادهاند که زندگی موهبتی شگفتانگیز است.
البته که چنین است، اما درصورتی که سالم باشید، غذای خوب بخورید و شاغل
باشید، اما از کسی که در دارفور یا افعانستان زندگی میکند بپرسید زندگی
موهبت است یا نه. خیلیها با حرف ما موافق نخواهند بود».
او معتقد است رویکرد دنیا به اتانازی داوطلبانه یا خودکشی با کمک بسیار
ریاکارانه است. کوورکیان میگوید:«ما از مرگ دوری کردهایم چون مرگ را دوست
نداریم. اما از تولد جلو زدهایم و در آن مداخله میکنیم، اگر میتوانیم
به ورود کسی به این دنیا کمک کنیم چرا نمیتوانیم به خروجش هم کمک کنیم؟»
این آسیبشناس ارمنی-آمریکایی از چیزی پشیمان نیست حتی از سپری کردن بیش از
هشت سال در زندان، آن هم به دلیل قتل توماس یورک 52 ساله که دچار بیماری
اعصاب حرکتی بود و آخرین روزهای عمرش را سپری میکرد و کوورکیان به او در
خودکشی کمک کرده بود. کوورکیان مجبور بود به یورک در تزریق آمپول مهلک کمک
کند چون یورک توانایی حرکت دادن اعضای بدنش را نداشت و همین موجب شد دادگاه
بتواند کوورکیان را مجرم بخواند. البته تصویر تزریق آمپول توسط کوورکیان
از تلویزیون آمریکا نمایش داده شده است.
البته کوورکیان اعتراف میکند لحظات بدی نیز در زندان داشته است؛ «سختترین کار در زندان، شنیدن صدای خروپف دیگران بود…»
مستند کوورکیان روز 28 ژوئن از شبکه اچبیاو پخش میشود، درست دو ماه پس
از پخش فیلمی داستانی درمورد کوورکیان با بازی آل پاچینو در نقش «دکتر مرگ»
با نام «شما جک را نمی شناسید».

ژان یونیر(فرانسوی)
تبریز
در آن موقع مرکز ستاد عباس میرزا بود و کرسی آذربایجان بشمار میاید و از
حیث وسعت و کثرت جمعیت اولین شهر ایران محسوب میشد و سفرای دول اروپائی در
تبریز بسر میبردند در صورتی که تهران پایتخت کشور بود .
علت این که سفرای دول اروپائی در تبریز بسر می بردند نه در تهران از این رار بود :
اولا
تبریز نسبت به تهران یک شهر متجدد بشمار میامد و مردم تبریزپیش اروپائیان
محشور بودند و با آنها داد و ستد میکردند و وقتی اروپائیان از معابر می
گذشتند کسی روی خود را برنمیگردانید تا با کنجکاوی آنها را از نظر بگذراند و
وقتی یک اروپائی به یک دکان نزدیک میشد و میخواست چیزی خریداری کند
دکاندار، حیرت نمیکرد و دچار تردید نمیشد که آیا چیزی به او بفروشد یا نه،
در صورتی که آن موقع در تهران، پایتخت کشور، دکاندار دچار حیرت و تردید
میشد و شاید برای این که بین سوداگران وجهه خود را از دست ندهد، از فروختن
کالا به آن اروپائی خودداری میکرد .
مردم
تبریز از مدتی قبل از دوران صفویه عادت کرده بودند که اروپائیان را ببینند
و با آنها معاشرت و معامله کنند و (دوکا)ی کشور (ونیز) و (لیور) کشور
فرانسه، و (روبل) کشور روسیه در بازار تبریز مثل پول ایران، رایج بود و
هنگامی که تبریزیها با اروپائیان معاشرت و معامله میکردند تهران، حتی بین
خود ایرنیان شهرت نداشت و قریه ای بود نزدیک خرابه شهر قدیمی(ری) که بعضی
از جغرافیا نویسان اسلامی، اسمی از آن در کتاب خود برده بودند .
در
زمان فتعلی شاه تهران یک قصبه بود و از عماراتی که کریمخان زند در آن
بوجود آورد گذشته، عمارتی دیگر در آن دیده نمی شد که متناسب با یک شهر باشد
.
دکتر (بارنز) انگلیسی
که در سال 1833 میلادی و پنج سال بعد از انعقاد عهدنامه ترکمان چای در
ایران سیاحت کرد نوشته که جمعیت شهر تهران، بیست و پنج هزار نفر است 1
ولی تبریز در آن موقع بنا بر نوشته همان جهانگرد انگلیسی چهارصد هزار نفر
جمعیت داشته است و اروپائیان در تبریز، تقریبا خود را در یک شهر اروپائی
میدیدند و احساس ناراحتی نمیکردند و بهمین جهت ترجیح میدادند که در تبریز
سکونت کنند .
علت سوم که سبب شده بود اروپائیان تبریز را برای سکونت انتخاب نمایند این بود که از آنجا زودتر با کشورهای خود تماس حاصل میکردند .
آنها میتوانستند از تبریز پیک های خود را به بندر طرابوزان بفرستند تا از آنجا با کشتی به اروپا بروند .
اما
از تهران فرستارن پیک به طرابوزان دشوارتر بود یعنی مسافرت یک پیک از
تهران تا طرابوزان بیشتر طول میکشید و سفرای دول خارجی در ایران علاقه
داشتند که با کشورهای خود، رابطه سریع داشته باشند(البته نسبت به سرعت
وسایل نقلیه آن زمان) .
سفیری
که در تبریز بود میتوانست پیک خود را در نیمی از مدت که برای فرستادن یک
پیک از تهران ضرورت داشت به طرابوزان بفرستد و صرفه جوئی در وقت هنگام
کارهای فوری ضروری بود .
علت
چهارم که سبب میشد اروپائیان، بجای تهران در تبریز بسر ببرند این بود که
تبریز از حیث آب و هوا به اروپا شباهت داشت بدون اینکه رطوبت کشورهای ساحلی
اروپا را داشته باشد .
دکتر بارنز انگلیسی مینویسد که هوای تبریز بقدری خوب است که هیچ اروپائی در آنجا بیمار نمیشود .
مگر
این که بعمد خود را بیمار نماید یعنی بر اثر افراط در غذا خوردن و نوشیدن
مشروبات الکلی خود را بیمار کند اما بقول او از هوای تابستان تهران، خیلی
اروپائان را ناراحت میکند و آنها را بیمار مینماید .
بطور
کلی تمام جهانگردانی که در ایران مسافرت کرده اند از هوای تابستان تهران
که ابرآلود هم میشود اظهار عدم رضایت کرده اند و نوشته اند که در فصل
تابستان کسی در تهران نمی ماند و همه مردم به مناطق ییلاقی میروند تا اینکه
از گرمای تهران و آسمان ابرآلود آن آسوده باشند .
وقتی
مردم بومی تهران نمی توانستند در فصل تابستان در آن شهر زندگی کنند، بطریق
اولی اروپائیان که در کشورهای سردسیر زندگی میکردند از گرمای تابستان
تهران بیشتر ناراحت بودند .
علت پنجم سکونت اروپائیان در تبریز مرکزیت بازرگانی آن بود .
مرکزیت
بازرگانی تبریز سابقه ای طولانی دارد و تاریخ حاکی از این است که تبریز
حتی در قرون اولیه میلادی دارای مرکزیت بازرگانی بوده است و در آن موقع آن
شهر را (توروز) میخوانده اند .
بازرگانان
صادر کننده و وارد کننده سکونت در تبریز را بسکونت در تهران ترجیح میدادند
چون وسائل کار آنها در تبریز خیلی بیش از تهران موجود بود .
تبریز
علاوه بر داشتن تجارتخانه های بزرگ، صرافی های بزرگ داشت که کار بانک های
امروزی را میکردند و هنگامی که بازرگانان احتیاج به وام داشتند به آنها وام
می دادند در صورتی که آن زمان از آن گونه صرافی های معتبر در تهران نبود .
نه فقط بازرگانان اروپائی
سکونت در تبریز را بر سکونت در تهران ترجیح می دادند بلکه بازرگانان داخلی
هم بهتر میدانستند که در تبریز سکونت نمایند تا از تسهیلات بازرگانی آنجا
استفاده کنند .
آخرین و
ششمین علت که شاید در سکونت اروپائیان در تبریز بدون مداخله نبوده این است
که سفرا و بازرگانان اروپائی، تقریبا تمام مواد خواربار را که در اروپا
بدست میاورند، غیر از ماهی ها و پرندگان اختصاصی اروپا در تبریز خریداری
میکردند در صورتی که همان موقع تهران فاقد بعضی از مواد خواربار بود که
اروپائیان به خوردن آن عادت داشتند و انواع مواد خواربار در تبریز ببهای
ارزان فروخته میشد و از نوشته جهانگردان اروپائی که در نیمه اول قرن نوزدهم
میلادی در ایران مسافرت کرده اند معلوم می شود که تهران نسبت به تبریز یک
شهر گران قیمت محسوب میشده است و خواربار در تبریز، ارزان تر از تهران بود و
هم از نوع بهتر .
با این توضیحات دیگر حیرت نمی کنیم چرا پسکویچ نقشه اشغال تبریز را کشید .
چون اهمیت تبریز در آن دوره بیش از تهران پایتخت کشور بود و هرگاه پسکویچ تبریز را اشغال می کرد لطمه ای بزرگ به فتعلیشاه می زد .
شگفت
آن که ایرانیان تصور نمیکردند که قشون تزاری قصد اشغال تبریز را داشته
باشد و آن مانور جنگی را مافوق قدرت قشون تزاری می دانستند و با این که
دیدند که ایخ سوف از رود ارس گذشت گمان داشتند که قشون تزاری از رود ارس
عبور نخواهد کرد و خود را دچار خطری بزرگ نخواهد نمود .
چون بگمان ایرانیان اگر قشون تزاری از رود ارس بگذرد و قصد تبریز را بکند تمام مردم آذربایجان بمیدان جنگ خواهند رفت .
فتعلیشاه
بعد از دو دسته از داوطلبان جهاد که بسوی آذربایجان به راه افتادند بایستی
تجربه به دست آورده باشد و بداند که از افرادی عادی که دارای تربیت نظامی و
جنگی نبوده اند و یک کادر افسری آنها را اداره نمیکند در جنگ کاری ساخته
نیست و از آن گونه افراد در جنگ های قدیم که فقط اسلحه سرد به کار میرفت
نتیجه ای مثبت در جنگ گرفته نمیشد تا چه رسد بدوران اسلح آتشین .
معهذا
این فکر وجود داشت که هرگاه قشون تزاری قصد داشته باشد تبریز را اشغال
نماید در آذربایجان مردی که به جنگ آن قشون نرود وجود نخواهد داشت .
پسکویچ
بعد از این که آبله، در قشون آریستوف از بین رفت اجرای نقشه سابق خود را
به آریستوف واگذاشت و او را مأمور کرد که در درجه اول تبریز و درجه دوم
تمام آذربایجان را اشغال کند و بعد از اشغال آذربایجان اگر توانائی دارد
ولایات واقع در شمال ایران را که در ساحل دریای خزر است اشغال نماید .
پسکویچ
به آریستوف گفت که در تمام کارهای جنگی که در آذربایجان میکند باید خط سیر
قشون خود و میدان جنگ را طوری انتخاب نماید که دچار عشایر آذربایجان نشود .
پسکویچ به آریستوف گفت که
تمام عشایر آذربایجان مقیم حاشیه غربی آن منطقه هستند و در خط سیر او از
نخجوان به تبریز، عشایر وجود ندارد و بعد از اشغال تبریز اگر احساس کند که
اشغال شهرهای مغرب آذربایجان سبب میشود که عشایر وارد جنگ شوند از اشغال آن
شهرها خودداری نماید اما اگر خطر ورود عشایر به جنگ وجود نداشته باشد
اشغال شهرهای مغرب آذربایجان ضروری است .
اشغال
کامل آذربایجان باید طوری صورت بگیرد که خطوط ارتباط آذربایجان با عراق
عجم (ولایات مرکزی ایران) در دست او باشد تا این که فرماندهی جنگی ایران
نتواند از عراق عجم، نیرو وارد آذربایجان نماید .
در
موقع اجرای نقشه اشغال تبریز و آنگاه سایر شهرهای آذربایجان باید توجه
بشود که آسیبی به مال و جان مردم محلی وارد نیاید تا این که خشم آنها
برانگیخته نشود و مبادرت به شورش علیه نیروی تزاری نکنند .
آریستوف
باید در نظر داشته باشد که مردم آذربایجان نسبت به نوامیس خیلی تعصب دارند
و افسران و سربازان باید طوری رفتار کنند که احساسات مردم محلی جریحه دار
نشود و آنها را وادار به شورش علیه نیروی تزاری ننماید.
یک
قسمت از شهرهای آذربایجان دارای اهمیت استراتزیکی نیست و اگر آن شهرها
مقابل نیروی تزاری مقاومت کردند آریستوف وقت خود را برای محاصره آن شهرها و
گشودن آنها تلف ننماید .
تبریز، قبل از دوره اول جنگ تزار با فتعلی شاه دارای حصار و برج نبود.
بعد
از این که جنگ شروع شد، عده ای از خود تبریزی ها به عباس میرزا پیشنهاد
کردند که اطراف شهر حصار بسازند که اگر روزی تبریز مورد حمله قرار گرفت
بتوان از آن دفاع کرد .
عباس میرزا پیشنهاد وجوه مردم شهر را پذیرفت و اطراف شهر یک حصار ساخت .
اما
تبریز فاقد خندق بود و آن عده از وجوه شهر که خود را در مسائل جنگی بصیر
میدانستند به عباس میرزا فرمانفرمای کل آذربایجان میگفتند که حصار بدون
خندق، یک وسیله دفاعی ضعیف است و باید یک خندق نیز اطراف شهر حفر شود تا
این که وسیله دفاع تبریز تکمیل گردد .
عباس میرزا در سال 1235 هجری قمری دستور حفر خندق را صادر کرد و شروع به حفاری و خاکبرداری کردند .
اما کار حفر خندق بطور مرتب پیش نمیرفت و علتش هم نبودن اعتبار کافی بود .
عاقبت بعد از هشت سال در سال 1241 هجری قمری کار حفر حندق تبریز بپایان رسید و شهر دارای خندق هم شد .
بنابراین در تاریخی که ژنرال پسکویچ قصد داشت که بدست ژنرال آریستوف شهر تبریز را اشغال کند آن شهر علاوه بر حصار ، خندق هم داشت .
حاکم تبریز در آن موقع مردی بود به اسم اللهیارخان قاجار دولو ملقب به آصف الدوله .
عباس
میرزا فرمانفرمای کل آذربایجان میل نداشت که آصف الدوله حاکم تبریز شود .
اما پدرش فتعلیشاه به او گفت که وی باید حاکم تبریز شود و باس میرزا دستور
پدرش را پذیرفت .
و براثر
بی لیاقتی حاکم تبریز و خیانت چند نفر از سکنه شهر در سال 1243 مطابق با
1827 / میلادی اول (آریستوف) تبریز را اشغال کرد و بعد از آن (پسکویچ) وارد
تبریز گردید و آنگاه عهدنامه ترکمان چای در قریه ترکمان چای در شب پنج
شنبه پنجم ماه شعبان 1243 هجری قمری بامضای نایب السلطنه عباس میرزا و
میرزا ابوالحسن خان شیرازی وزیر امور خارجه رسید و بر اثر این پیمان دو
ولایت ایروان و نخجوان که هنوز جزو خاک ایران بود منضم بروسیه گردید .
یادداشت
1
_ شهر تهران فقط از آغاز قرن اخیر _ سال 1300 شمسی ببعد _ وسعت بهم رسانید
و مترجم بخاطر دارد که در دوره طفولیت او تهران بیش از یکصد و پنجاه هزار
نفر جمعیت نداشت و در آن موقع سازمان آمار نبود تا این که جمعیت پایتخت را
تعیین کند و میزان جمعیت را مثل میزان جمعیت سایر شهرهای ایران از روی
میزان طبخ نان ، تخمین میزدند . (مترجم)