یک متخصص ارتوپدی اولین نشانه پوکی استخوان را اظهار درد در اکثر نقاط بدن، ضعف در اندام و درد کلی بدن عنوان کرد و گفت: این علائم میتواند نشانه پوکی استخوان باشد.
به گزارش نشریه پیام ام اس به نقل از خبرگزاری فارس احسان فلاح در مورد پوکی استخوان اظهار داشت: پوکی استخوان بر اساس تعریف علمی، با انجام آزمایش BMD مشخص می شود. افرادی که عدد نهایی آزمایششان منفی ۵/۲ باشد پوکی استخوان دارند و اگر این عدد بین منفی ۱ تا منفی ۲ باشد در مرحله قبل از پوکی استخوان قرار دارند.
متخصص ارتوپدی گفت: اگر جذب کلسیم و ویتامین D فرد کم باشد فرد به پوکی استخوان مبتلا میشود بنابراین رژیم غذایی و محل زندگی فرد که در معرض نور خورشید باشد یا نه، در پیدایش پوکی استخوان موثر است.
استادیار دانشگاه علوم پزشکی ارتش تصریح کرد: بیماریهایی که سیستم داخلی بدن و استخوانها را درگیر کنند به پوکی استخوان میانجامند که البته علل شایع ابتلا به پوکی استخوان نیستند.
فلاح ادامه داد: کاهش فعالیت روزانه فرد میتواند به پوکی استخوان منجر شود؛ فردی که اصلاً فعالیت روزانه ندارد، سنش بالاست و همزمان سیگار میکشد یا فردی که در رژیم غذایی خود از لبنیات بهره نمیبرد در معرض پوکی استخوان قرار دارند.
وی اولین نشانه پوکی استخوان را مراجعه بیمار با اظهار درد در اکثر نقاط بدن، ضعف در اندام و درد کلی بدن عنوان کرد و افزود: این علائم میتواند نشان از پوکی استخوان باشد.
استادیار دانشگاه علوم پزشکی ارتش تصریح کرد: افراد مبتلا به پوکی استخوان مستعد شکستگی هستند و شایعترین نوع شکستگی در این افراد شکستگی اطراف مچ دست و مفصل ران است.
متخصص ارتوپدی ادامه داد: زنان بعد از سن یائسگی و افرادی که مدت زیادی بیحرکت بودهاند یا دچار بیماری هستند باید آزمایش BMD را انجام دهند.
فلاح افزود: بهترین درمان در مراحل اولیه پوکی استخوان به منظور پیشگیری و عدم پیشرفت آن، تغییر در سبک زندگی، رژیم غذایی مناسب و ترک دخانیات است.
وی توصیه کرد: از انجام خودسرانه آزمایش BMD بپرهیزند چرا که اشعه زیادی را وارد بدن بیمار میکند و مطمئن باشند که اگر لازم باشد پزشک درخواست این آزمایش را خواهد داد.
روانشناسان معاصر می گویند خانواده یک «سیستم» است. سیستم همانطور که می دانید مجموعه ای از چند عامل است که روی هم تاثیر متقابل می گذارند. احتمالا از کتاب دینی دبیرستان یادتان مانده ساعت و دوچرخه نمونه هایی از سیستم هستند. اگر زنجیر دوچرخه خراب شود حرکت دوچرخه دچار مشکل می شود.
به گزارش نشریه پیام ام اس به نقل از مجله سپیده دانایی ؛ زندگی مشترک زوج های جوان هم یک سیستم دو عضوی است؛ سیستمی که تحت تاثیر حالت های هیجانی همسران – مثلا شادی، اندوه، اضطراب و مخصوصا خشم هر کدام از دو طرف – روابط بین آنها، عوامل محیطی مانند بچه ها، خانواده های پدری دو طرف، دوستان و شغل هر کدام از دو طرف قرار می گیرد. در بهترین حالت، سیستم خانواده سعی می کند نیازهای هر یک از همسران و همچنین نیازهایی را که محیط بر آنها تحمیل می کند برآورده کنداما همیشه اینطور نیست.
تعارضات زناشویی زمانی شکل می گیرد که برخی هیجان های مخرب، روابط ناسالم بین همسران یا سایر پدیده های بیرون از این سیستم، مخل سلامت و رضایت همسران شود. این روزها اختلافات همسران، نزاع، خشم، خشونت و مشکلات جنسی دلایل شایع مراجعان به مراکز مشاوره و روان درمانی است. در این مطلب می خواهیم براساس همین نگاه سیستمی، بگوییم وقتی این تعارض ها شکل گرفت چه کار باید کرد. قطعا زوج ها، به ویژه شما زوج های جوان، مخاطب این مطلب هستید.
موضوع تعارضات زناشویی و مشکلات همسارن هنگامی جدی تر می شود که بدانیم کیفیت رابطه همسران خاستگاه بسیاری از مشکلات جنسی است. مشکلات جنسی و ناسازگاری های همسران در زمینه روابط غیرجنسی ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند؛ به این معناتکه بیشتر زوج هایی که مشکلات جنسی دارند، گرفتار ناسازگاری های زناشویی نیز هستند و اکثر همسران دارای مشکلات زناشویی، از اختلالات جنسی هم رنج می برند.
در این میان، فقدان ارتباط، روابط خصمانه و ناتوانی در آشکارسازی و مبادله عواطف از مشخصه های زوج هایی است که از مشکلات جنسی رنج می برند. اگر بین شما هم تعارض هایی وجود دارد، با استفاده از این راهکارها می توانید آنها را حل و فصل کنید. فقط یادتان باشد اگر این راهکارها زیر نظر یک خانواده درمانگر انجام شود، بسیار موثرتر خواهد بود.
۱- گفتگوی دوطرفه هدفمند داشته باشید
برای انجام این گفتگو، موضوعات مشخصی را انتخاب کنید و با هدف حل مشکل به شیوه های مثبت به گفتگو بنشینید. در این روش، باید گله ها و شکایت ها را به خواسته ها تغییر دهید، خواسته ها را ساده و به تکالیف تبدیل کنیتد و سپس بر سر چگونگی اجرای تکالیف به توافق برسید. برای مثال، ممکن است چنین موضوعی پیش آید: زن از اینکه شوهرش هر شب دیر به خانه می آید نگران می شود و با شکوه و شکایت به این رفتار شوهر واکنش نشان می دهد. موضوع مشخص است. برای حل چنین مشکلی به شیوه گفتگوی دوطرفه، لازم است در گام اول زمان بازگشت به خانه مشخص شود، شوهر سعی کند به موقع به خانه بازگردد و در صورت تاخیر، همسرش را از قبل مطلع سازد؛ در مقابل زن هم سعی کند پس از آمدن شوهر از او به گرمی استقبال کند و درباره زمان بحث نکند.
۲- به جای سکوت، رابطه برقرار کنید
به شکلی ساده، باز، مثبت و سازنده با هم ارتباط برقرار کنید و به آنچه دیگری می گوید دقیقا گوش دهید. زمان هایی را برای گفتگو با یکدیگر تعیین و در خلال آنها تلاش کنید از شیوه های ارتباطی غلط مثل کناره گیری و سکوت استفاده نکنید. بهتر است به بعضی موارد – که مخصوصا در اوایل زندگی بیشتر شایع است – حواستان باشد: سعی کنید با احساسات خود ارتباط برقرار کنید و عواطف خود را برای همسرتان آشکار کنید، سعی نکنید ذهن همسرتان را بخوانید و واجب تر اینکه این ذهن خوانی را به زبان نیاورید، شفاف صحبت کنید، در درون خودتان به دنبال علت و چرایی احساسات، افکار و باورهایتان باشید، و به جای حدس زدن و پیشداوری درباره احساسات و افکار همسرتان، سوالاتتان را در همین خصوص بصورت مستقیم و صریح از او بپرسید.
۳- عیب ندارد بحث کنید
بعضی از زوج ها بیش از اندازه نسبت به هم مودب و رسمی به نظر می رسند و گویی نگران این هستند مبادا با برقراری ارتباطی نزدیک و صمیمانه و غیررسمی، حریمی شکسته شود یا ناراحتی و کدورتی پیش آید. گاهی اوقات نیز ترس های زیاده از حد از مطرح کردن موضوعات معینی که باید به موقع به آنها پرداخته شود، کار دست زوج های جوان می دهد. این ترس ها مانع از آن می شود که زوج ها اطلاعات لازم را درباره یکدیگر یا سایر موضوعات زندگی مشترک خودکسب کنند یا به یکدیگر انتقال دهند. این در حالی است که در چنین شرایطی بسیاری از موضوعات می توانند به راحتی منجر به دلخوری، قهر، واکنش های انتقادی، سکوت و کناره گیری شوند. برای داشتن یک زندگی گرم و صمیمی، حذف چنین رعایت کردن های بی دلیلی ضروری است.
برای گریز از این اتفاقات یا حل آنها، موضوعی ساده و بی خطر از متن زندگی و روابط تان انتخاب و بر سر آن موضوع با یکدیگر بحث کنید. نظم و نظافت مربوط به اتاق پذیرایی، آشپزخانه، توالت، صدای تلویزیون، صحبت با تلفن و غیره می تواند موضوع بحث باشد. لازم است به طور جدی درباره این موضوعات بحث کنید. این روش، بازداری های بی مورد را کاهش می دهد و برخورد فعال و سازنده همسران در زمینه های دیگر روابط شان را افزایش می دهد اما گاهی اوقات نیز به نظر می رسد خود برقراری چنین ارتباطی، مشکلی جدی است و همسران نمی توانند با یکدیگر بحث کنند؛ در این حالت پیشنهاد می شود روش بازی نقش را امتحان کنند.
۴- از تکنیک بازی نقش استفاده کنید
در این روش که عنوان کامل تر آن بازی نقش وارونه است، از همسران خواسته می شود هر یک نقش دیگری را در بحث بر سر موضوع مورد نظر اجرا کند. برای انجام این کار، خودتان را در جایگاه و موقعیت طرف مقابل بگذارید و از دریچه ذهن و احساس او به موضوع خاصی نگاه کنید تا با حال و هوای هیجانی و فکری او بیشتر آشنا شوید. پس از حدود پنج دقیقه، هر یک به نقش اصلی خود بازگردید و بگویید از منظر طرف مقابل تان چه چیزهایی را دیده و آموخته اید.
۵- گام به گام پیش بروید
تکلیف می تواند هر چیزی باشد که همسران بر سر آن اختلاف نظر دارند و هیچ کدام هم کوتاه نمی آیند و حق را به خود اختصاص می دهند؛ از رفتن به مکانی برای تفریح و گردش گرفته تا خرید کردن، تغییر مبلمان و اثاثیه منزل، رفتن به مهمانی، کم و کیف ارتباط با دوستان، دفعات مطلوب فعالیت های جنسی، پریدن وسط حرف طرف مقابل، با لهجه حرف زدن یا نزدن و غیره. بعضی وقت ها موضوعاتی بسیار ساده و پیش پا افتاده نیز می تواند دردسرساز شود؛ مانند اینکه زباله ها را چه کسی بیرون ببرد یا توی مغازه چه کسی پول بدهد. در چنین شرایطی بهترین کار، انجام نوبتی آن تکلیف است؛ مثلا توافق صورت می گیرد برای این آخر هفته زن انتخاب کند کجا بروند و آخر هفته بعد را مرد. این هفته را مرد درباره فراوانی فعالیت های جنسی تصمیم می گیرد و هفته آینده را زن. یا روزهای زوج، روز زن باشد و روزهای فرد، روز مرد؛ که در این حالات، تصمیم برای انجام هر کاری برعهده فردی است که روز اوست (نگران نباشید. جمعه ها را برای دعواهایتان کنار گذاشته ام!) این روش معمولا تنش برخاسته از موضوعات اینچنینی را حذف می کند و به شما فرصت می دهد در سایر زمینه های زندگی مشترک احساسات بهتری داشته باشید.
۶- دعواهای نیم ساعته منظم داشته باشید
بعضی وقت ها کار از کار گذشته است. یعنی دو نفر آنقدر در دام یک تعامل خشک و انعطاف پذیر گرفتار شده اند که تغییر رابطه آنها به وسیله گفتگو، ارتباط آموزی، بحث ها، بازی نقش و انجام تکالیف براساس جدول های زمانی امکانپذیر نیست. این جور وقت ها می شود سراغ یک روش به مام «پارادوکس» رفت. هدف اصلی پارادوکس مبارزه با ترس همسران از تغییر است. در پارادوکس دقیقا همان چیزی که کام همسران را تلخ کرده است برایشان تجویز می شود! برای اینکه پارادوکسی عمل کنید، زمان های کوتاهی (مثلا ۳۰ دقیقه) را در طول هفته با توافق خودتان مشخص کنید و در طی آن با یکدیگر به گفتگو بنشینید. فقط یادتان باشد قرار است گفتگویی انتقادی انجام دهید اما نه از نوع سازنده، بلکه انتقادی بشدت کوبنده! که در آن اجازه ابراز احساسات و عواطف و حس پاسخگو بودن نسبت به صحبت های طرف مقابل را ندارید و هدف این گفتگو نیز حل مسئله نیست.
با این روش، دو طرف جرئت پیدا می کنند عواملی را که منجر به دلخوری و ناراحتی شده و ممکن است با گذشت زمان به ظاهر فراموش شده اما در حقیقت در دل آنها باقی مانده باشد بازگو کنند و طرف مقابل را از عمق احساسات خود درخصوص موضوعات معینی باخبر سازند. فقط یادتان باشد نیم ساعت در هفته و نه همه هفته!
Qaynaq: http://payamems.com

طبق اخبار دریافتی از عوامل باشگاه مذاکرات اولیه باشگاه تراکتورسازی با تونی الیویرای پرتغالی صورت گرفته است .به گزارش تراکتوراسپور ، ظهر امروز طی جلسه ای در باشگاه تراکتورسازی مسئولان این باشگاه با رصد کردن وب سایت های هواداری و نظرات هواداران تصمیم به بازگردانند تونی الیورا گرفته شد و تماسی با مرد پرتغالی گرفته می شود و صحبت های اولیه نیز مثبت عنوان شده است .
زینی زاده مدیر عامل باشگاه تراکتورسازی در گفتگویی با خبرنگار تراکتوراسپور با تائید ضمنی این خبر را به 48 ساعت آینده موکول کرد که ظرف 48 ساعت آینده و با نهایی شدن تفاوقات قبل از دیدار تراکتور – فجر این خبر رسما توسط باشگاه اعلام خواهد شد .

مقدمه
به همین خاطر است که آنها در پی یافتن بهترینها هستند. در مورد ازدواج کردن و به قول خودشان عاقبت به خیری هم تمایل دارند کسی را برای دختر یا پسرشان انتخاب کنند که بهترین باشد و چه کسی بهتر از بچههای خواهر و برادرشان است که هم دیده و شناخته شده هستند و هم حیف است چنین کسی با این شرایط اخلاقی خوب و امکانات تحصیلی و شغلی مناسب را از دست بدهند. آنها پیشنهاد میدهند و در ظاهر، شما را آزاد میگذارند که پاسخ مثبت یا منفی بدهید اما اگر جرات دارید، بگویید نه؛ آن وقت است که فریاد مادر یا پدرتان بلند میشود و میگوید: «من چطور از شرمندگی بعد از این میتوانم در چشمان خواهر یا برادرم نگاه کنم؟! مگر پسرخاله یا پسرعمویت چه عیب و ایرادی دارد و...»
آنچه خواندید، بخشی از صحبتهای دخترخانمی بود که سردرگم به مطب مشاور مراجعه کرده بود و میخواست بداند آیا ازدواج فامیلی آن هم بعد از این همه حرف و حدیثهایی که در موردش وجود دارد کار درستی است؟ او به همراه مادرش آمده بود تا پاسخ این پرسش را پیدا کند که کدام کفه ترازوی این انتخاب سنگینتر است؛ خوبیهایش یا بدیهایش؟
کارشناسان موافق و مخالف ازدواج فامیلی نظریههای مختلفی دارند که شنیدنی است اما همه، این مساله علمی را قبول دارند که احتمال بروز مشکلات ژنتیکی در ازدواجهای غیرخویشاوندی 2 تا 3درصد است. در حالی که این رقم برای ازدواجهای خویشاوندی به 4 تا 5درصد میرسد. هرچند شاید به نظر این تفاوت یک درصدی اندک باشد اما با احتساب آمار موالید سالیانه عدد قابلتوجهی میشود یعنی اگر بخواهیم بدون ضرورت انجام مشاوره ژنتیک ازدواجهای فامیلی را توصیه کنیم، نمیتوانیم به سادگی بار اقتصادی و مشکلات دیگر این افراد بیمار را که به جامعه تحمیل میشود، نادیده بگیریم.
دکتر بدریالسادات بهرامی تصمیم نهایی را بهعهده چنین خانوادههایی میگذارد اما همه معایب و محاسن چنین ازدواجی را برایمان میشکافد تا همه از این توصیهها استفاده کنند. همه کارشناسان معتقدند قبل از هر چیز و حتی قبل از علنی کردن این خواستگاری در خانواده لازم است مشاوره ژنتیک صورت گیرد و سپس با مطرح کردن این موضوع دختر و پسر را به سمت عواطف سوق داد. در این شرایط آسیبی به عواطف و احساسات طرفین وارد نمیشود.
دکتر بدریالسادات بهرامی/ مشاور خانواده
اول مشاوره ژنتیک، دوم مشاوره روانشناسی
قبل از هر ازدواجی لازم است دو طرف یکدیگر را مورد ارزیابی قرار دهند و بررسی کنند که آیا با هم تناسب دارند یا خیر. این مورد در ازدواجهای فامیلی نباید فراموش شود. بسیاری از مردم گمان میکنند چون خانواده دختر و پسر یکدیگر را میشناسند، فضایی را که دختر و پسر در آن پرورش یافتهاند و حتی آسیبهای آن را خوب میشناسند و به قولی جمله معروفی دارند که میگویند «او را مثل بچه خودم بزرگ کردهام» پس نسبت به بررسی و ارزیابی این تناسبهای مهم نیازی احساس نمیکنند. اتفاقا اکثر مشکلات هم از این طرز فکر ناشی میشود که دو خانواده بیگدار به آب میزنند. پس اجازه بدهید بدون آنکه بگوییم ازدواج فامیلی خوب است یا بد، با هم بدیها و خوبیهای این تصمیم یعنی وصلت با فامیل را بررسی کنیم. شاید وقتی محاسن و معایب آن را بدانید بهتر بتوانید انتخاب کنید و در هر ازدواجی که دارید چه با فامیل و چه غریبه، موفق و خوشبخت شوید.
از مزایای ازدواج فامیلی شروع میکنیم. شما در اغلب موارد از نظر تناسب خانوادگی، فرهنگی، اقتصادی و اعتقادی که بسیار مهم هستند مشکلی با خانواده عروس یا داماد نخواهید داشت چون طبقه خانوادگی- اجتماعی فامیل عموما یکسان است و فقط استثنای 10 درصدی وجود دارد که عدهای خیلی بالاتر از سطح فامیل یا خیلی پایینتر از آن باشند و با یکدیگر در تناسب قرار نگیرند. پس برخی از تناسبهایی که ما برای ازدواج نیازمند آنها هستیم در ازدواجهای فامیلی، خودبهخود وجود دارد.
در اینجا به دلیل وجود چنین تناسبهایی که با فامیل خود داریم، گمان میکنیم تناسب شخصیتی و عاطفی هم بین فرزندان ما با یکدیگر برقرار است. بنابراین انتظار داریم دخترخاله، پسرخاله یا دختر دایی، پسر عمه از لحاظ شخصیتی و اخلاقی هیچ تضادی با هم نداشته باشند و مناسب یکدیگر باشند.
این باور غلط میتواند زمینه بیانگیزه و بیرغبتشدن دختر و پسر جوان یا خانوادههای آنها شود و آنها را از ارزیابی و بررسی اینکه آیا در تناسب اخلاقی و شخصیتی با هم هستند منصرف کند. اگر دقت کنید متوجه میشوید چون مادر یا پدر این دختر و پسر که مربی آنها هستند و نقش پررنگی در پرورش ساختار تربیتی آنها دارند، غریبه هستند این تفاوتها پدید میآید. گذشته از اینها برخی خصوصیات اخلاقی خواهر و برادران و دیدگاه آنها با یکدیگر در تضاد است. در نتیجه امکان دارد زوجی دخترخاله و پسرخاله باشند اما علاوه بر تفاوت دیدگاه پدرانشان که غریبهاند، شخصیت و اخلاق مادران آنها نیز یکسان نباشد. بنابراین توصیه میکنم همه دختر و پسرها قبل از حرکت به سمت عواطف و دلباخته شدن در مورد این تناسبها و اینکه آیا مناسب هم هستند یا نه، بررسی کنند و خانوادهها اجازه دهند آزادانه تصمیم بگیرند.
مزایای ازدواج فامیلی
گفتیم برای اینکه ازدواج موفقی داشته باشیم، نیاز داریم تناسبهای لازم را با همسرمان داشته باشیم. شاید معادل این عبارت متناسب بودن که در روانشناسی بهکار میبریم بتوان عبارت همکفو بودن در تعالیم اسلامی را ذکر کرد. این تناسبها در برخی از حوزهها حتما باید وجود داشته باشند وگرنه زندگی زوجین با مشکل مواجه میشود.
از مهمترین موارد، تناسب خانوادگی است. مقصود ما شیوهها و سبک تربیتی است که با آن رشد کردهاند و از کودکی بنا به سلیقه خانواده و والدین خود تحت قواعد خاصی بودهاند. به عنوان نمونه اگر فردی در فضایی بزرگ شده باشد که در آن خانواده خیلی به زن اهمیت نمیدهند و مرد قدرت مطلق است، نمیتواند با دختری ازدواج کند که در خانوادهاش زنها همهکاره بودند. زندگی این دو مصداق دو پادشاهی میشود که در یک ملک نمیگنجند. مثالها برای فضای متفاوت تربیت فراوان است و اگر چنین تناسبی نباشد باعث مشکلات جدی میشود. گاهی اوقات زن و شوهری با اختلافات جدی به ما مراجعه میکنند که در نگاه اول درمییابیم ازدواج این دو هیچ تناسبی نداشته است. یکی در خانوادهای بزرگ شده که معتقد بودند اگر فلانی موفق است حتما تلاش و پشتکار داشته در حالی که خانواده طرف دیگر موفقیت افراد را در این میدیدند که حتما برای خود طلسم یا دعای جادو جمبلی گرفته که پیشرفت در کار و رونق زندگی به دست آورده است. طبیعی است چون این خانم و آقا تناسب خانوادگی ندارند، نمیتوانند با هم خوب زندگی کنند. شکلگیری افکار و شخصیت آنها کاملا از هم متفاوت است. این تناسب اغلب در ازدواج فامیلی وجود دارد و چنین نگرانیای برای زوجهای فامیل منتفی است.
تناسب دیگری که حتما باید وجود داشته باشد، تناسب فرهنگی است. یعنی فرهنگ که عبارت است از بایدها و نبایدها و ارزشها و ضدارزشهای ما باید با همسرمان در تناسب باشد. یعنی این طوری نباشد که اگر ما ارزش کسی را به پول و ثروت او میدانیم، همسرمان در نقطه مقابل باشد و بگوید ارزش افراد به میزان تحصیلات آنها یا دیگر معیارهاست نه ثروت آنها و مدل ماشینشان. به علاوه در دید وسیعتر فرهنگ ما در بحث کلان هم باید در تناسب یکدیگر باشد که در ازدواج فامیلی چنین مشکلی وجود ندارد.
بایدها و نبایدهای یک دختر اهل آذربایجان با دختر یا پسری که در شمال کشور یا جنوب بزرگ شده است، یکسان نیست. فاصلهای در این میان هست که به تناقض میانجامد. این اختلاف فرهنگی نقطه آغازین دعواها و اختلافات آنهاست.
مساله دیگر، تناسب اعتقادی است. از آنجا که اعتقادات، جنس محکمی دارند و هر فردی با هر اعتقادی چه شیعه و سنی، چه بودایی و حتی لائیک حاضر است پای عقاید خود بایستد، نداشتن تناسب اعتقادی واقعا مسالهساز است. هر کدام از ما برای خود اعتقاداتی داریم که فقط به خودمان ربط دارد اما وقتی قرار شد در کنار هم و به عنوان زوج زندگی کنیم نمیتوانید بگویید موسی به دین خود، عیسی به دین خود.
در ازدواج فامیلی جنس اعتقادات خانواده از یک نوع است و همین مساله یعنی نداشتن یک دسته از درگیریها و مشکلات. پس تناسب اعتقادی هم منتفی میشود.
معایب ازدواج فامیلی
مساله تشابههای ژنتیکی و بیماریهای ارثی که امکان انتقال آن در ازدواج فامیلی بالاتر میرود از معایب مهمی است که به این انتخاب وارد است و شاید افراد این را بزرگترین عیب بدانند اما از معایب جدی که در ازدواجهای فامیلی وجود دارد این است که اگر اختلافی بین زن و شوهر جوان ایجاد شود مشکل آنها به خانوادههایشان و در نتیجه به کل فامیل بسط داده میشود. اصل و ریشه این اختلافات از آنجایی ناشی میشود که بعد از ازدواج نسبتی که بین ما و خاله یا عمه یا زنداییمان بوده است حالا تغییر میکند و او را مادر همسرمان میدانیم نه همان خاله جان یا عمه جان. شاید هنوز هم عمه یا خاله جان را دوست داشته باشیم اما حس ما نسبت به او تغییر میکند. توقعی که از او داریم رنگ دیگری میگیرد و او مادرشوهر یا مادرزن ماست نه خاله جانی که از کودکی برایمان عزیز بوده است. در واقع چون حس ما تغییر کرده و نوع توقعاتمان در این قالب جدید عوض شدهاند این روند اتفاق میافتد. شما با این ازدواج تماسها و برخوردهایتان بیشتر میشود و به دنبال عمیقتر شدن رابطه با هم در تعارض قرار میگیرید چون منافع شما با هم در تقابلاند یا لااقل حس شما این را القا میکند که چنین حالتی وجود دارد. شاید تا به حال بیش از صد مورد زوجینی را دیدهام که با هم فامیل بودهاند و در 3 گروه خوشبخت، متوسط و مسالهدار و در آستانه طلاق قرار داشتند و بدون استثنا همه آنها این تغییر حس را گزارش میکردند.
همین جا لازم است بگویم اگر شما اصرار دارید با هم ازدواج کنید و مشاوره ژنتیک هم انجام دادهاید و مانعی وجود ندارد قبل از ازدواج حتما با یک مشاور صحبت کنید تا با آموزش برخی نکات مهم به شما کمک کند این حس خود را در اختیار بگیرید. او باید مهارتهایی را به شما آموزش دهد تا جزو مواردی از ازدواج فامیلی باشید که هماکنون زن و شوهرانی خوشبخت هستند.
مشاور به شما میآموزد چطور با فراگیری مهارتهای بهتر زیستن، رفتاری با مادر همسرتان داشته باشید که نه تنها نقش قبلی را حفظ کند بلکه در جایگاه خاصتری هم قرار بگیرد.
اگر مهارت ارتباط سالم با خانواده همسر را یاد بگیرید، میتوانید مانع اختلافات خانوادگی شوید و این یعنی مدیریت صحیح و داشتن خانوادهای سالم. در این شرایط شما قادرید مشکلات بین خود و همسرتان را حل و فصل کنید و اگر مهارتی را که برای داشتن زندگی سالم باید داشته باشید، ندارید با کمک مشاور میتوانید آن را یاد بگیرید. این نکته مهم را به خاطر بسپارید که اگر فاقد مهارتهای مهم زندگی باشید چه با فردی که در خانواده و فامیل است و چه با فردی که غیرآشناست، ازدواج کنید موفق نخواهید بود. اگر نتوانید با همسرتان و خانواده او درست رفتار کنید، اگر نتوانید مشکلات را ارزیابی کنید، تفاوتی نمیکند شرایط ازدواجتان چه باشد، چون در هر صورت بازنده هستید.
یکی دیگر از بدیهایی که ازدواج فامیلی دارد این است که با ازدواج کردن خانواده ما گستردهتر نخواهد شد. در حالی که اگر با یک فرد غریبه ازدواج کنیم، اعضایی جدید به خانواده ما اضافه میشود. گسترش روابط و برخورداری از حمایتی گسترده از محاسنی است که با ازدواج فامیلی از آن بیبهره میمانیم.
اما وقتی حسن ازدواج فامیلی کامل میشود که ارزیابی و پاسخ بله یا نه دادن هریک از خانوادهها چه دختر و چه پسر به راحتی پاسخ گفتن به غریبهها مقدور باشد و هیچکدام یکدیگر را مجبور نکنند خلاف میلشان بله یا خیر بگویند.
شاید دخترعمو یا عمه شما به هر دلیلی که برای خودش دارد تمایل نداشته باشد پاسخ مثبتی به شما بدهد. لازم است با برخورد منطقی و انسانی به خواسته او احترام بگذارید.
قابل توجه والدین اینکه، هر خواهر یا برادری هم باید چنین آزادی عمل و انتخابی را به خواهر و برادرش بدهد. نباید این تصمیم و خواستگاری بر روابط آنها تاثیر بگذارد. اگر شما علاقه خاصی به خواهر یا برادرزادهتان دارید نباید طوری عمل کنید که آزاداندیشی و حق انتخاب را از بچهها سلب کنید. باید این ذهنیت را داشته باشید که او در بزرگسالی فردی را از غریبهها به همسری بگیرد. آنها باید اختیار در انتخاب داشته باشند و اگر قرار باشد نوعی سرنوشت از پیشتعیینشده بر آنها تحمیل شود میتواند جزو معایب بزرگی باشد که باید منتظر باشید کی و کجا این آسیب بر زندگی آنها وارد شود. ازدواج فامیلی اگر ضرورت اصلی یعنی مشاوره ژنتیک را پشت سر بگذارد و سپس بررسی و مشاوره ازدواج هم صورت بگیرد نه تنها مشکل و خدشهای به رابطه خواهر و برادرها وارد نمیکند بلکه زندگی را شیرین میکند. در مقابل اگر این نکات رعایت نشود، ازدواجی تلختر از این ازدواج نیست.
نظر روانپزشک
دکترغلامحسین قائدی/ روانپزشک ، استادیاردانشگاه علوم پزشکی شاهد
حتیالمقدور از ازدواج فامیلی پرهیز کنید
افراد به دلایل مختلفی، تمایل به ازدواج فامیلی دارند. برخی از افراد دیدگاه سنتی و متعصبانهای دارند و تفکرشان به گونهای است که اگر به عنوان نمونه اموالی به دست میآورند آن را تقسیم نکنند و بر همین اساس فکر میکنند اگر فرزندانشان در فامیل خودشان ازدواج کنند، در خانواده خودشان باقی میماند و تصورشان بر این است که ازدواجی که درون اقوام خودشان صورت بگیرد، موفقتر خواهد بود.
دیدگاه دیگر، مربوط به افرادی است که میگویند چون فرزندانمان از ابتدا با هم بزرگ شدهاند، پس شناخت بیشتری از یکدیگر دارند و اخلاق و منش یکسانی دارند، در نتیجه اگر با هم ازدواج کنند، زندگی موفقی خواهند داشت. با توجه به صنعتیشدن و پیشرفت جوامع، بسیاری از این دیدگاهها منسوخ شده است.
زمانی که یک دختر و پسر که دارای بارهای ژنتیکی مشابه هستند با هم ازدواج کنند، بیماریهای مختلفی که در خانواده وجود داشته در این ژنها وجود دارد و زمانی که این ژنها با هم جمع میشود، بیماریها خودشان را نشان میدهند. این قضیه خصوصا در مورد بیماریهای روانپزشکی بسیار صادق است. اگر زن و شوهری که دارای اختلالات روانی هستند با هم ازدواج کنند، درگیریهایی در خانواده ایجاد میشود که هم در خانواده و هم در جامعه تبعات مثبتی نخواهد داشت.
از سوی دیگر نمیتوان منکر این قضیه بود که کسانی که با هم ازدواج میکنند باید دارای تشابهات زیادی باشند؛ تشابهات مذهبی، اعتقادی، تحصیلی، شغلی، مالی، خانوادگی، طرز تفکر در مورد اداره زندگی، روابط جنسی و فرهنگی همگی همراه بلوغ فکری و عاطفی، یک ازدواج موفق را برای افراد رقم میزند.
اما نقص عمدهای که ازدواج فامیلی دارد این است که به این تشابهات توجه نمیشود و صرف اینکه خانوادهها همدیگر را میشناسند، این ازدواج شکل میگیرد. در حالی که برای ازدواج شناخت خانواده کفایت نمیکند و باید دختر و پسری که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند، تشابهاتی که ذکر شد را داشته باشند و شناخت خانواده بعد از آن حایز اهمیت است.
مساله مهم دیگری که در ازدواج فامیلی مطرح است این است که معمولا اختلافهای خانوادگی و فامیلی به زندگی زوجین کشیده میشود و بر روابط آنها تاثیر میگذارد و زندگی زناشویی آنها را تحتالشعاع قرار میدهد.
این مساله دو وجه دارد؛ وقتی دو نفر با نسبت فامیلی با هم ازدواج میکنند، ارتباط گستردهای پیدا میکنند و زمانی که یک اختلاف خانوادگی به وجود میآید، ممکن است یکی از زوجین با نیت حل اختلاف از اقوامش حمایت کند و همسرش هم از طرف دیگر حمایت کند. این موضوع نه تنها اختلافها را حل نمیکند بلکه سبب افزایش آن میشود و دامنهاش به زندگی این زوج هم کشیده میشود. وجه دیگر این مساله، زمانی که زن و شوهر با هم اختلاف پیدا میکنند، نمایان میشود. در ازدواجهای فامیلی، نقش حمایتی خانوادهها در زمان اختلاف زن و شوهر بیشتر است و ممکن است مشکلساز شود. البته باید گفت نمیتوان قانون کلی صادر کرد و گفت چنین حمایتهایی همواره اختلافها را بیشتر میکند.
این موضوع رابطه مستقیم با بلوغ فکری، عاطفی زوجین و خانواده آنها دارد. ممکن است بسیاری از زوجین مشکلات و مسایل خودشان را در چارچوب خانهشان حلوفصل کنند. اما باید این نکته را در نظر گرفت که برای مسایل عاطفی و احساسی خیلی نمیتوان چارچوب گذاشت و امکان دارد، اختلافهای خانوادگی یا اختلاف زن و شوهر بر یکدیگر اثر بگذارد.
بنابراین توصیه میشود، حتیالمقدور افراد به دلیل مشکلات ژنتیکی و روانی به سمت ازدواج فامیلی نروند. اگر هم ازدواج فامیلی صورت گرفت، مشاوره ژنتیک و مشاوره روانشناسی بسیار ضروری است و حتما باید سلامت روان زن و مرد سنجیده شود و زمانی که سلامت آنها تایید شد، به تشابهاتی که قبلا ذکر شد حتما توجه شود تا ازدواج موفقی پیش رو داشته باشند.
منبع: هفته نامه سلامت